جمال الدين محمد الخوانساري

85

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

9617 ما مزح امرء مزحة الّا مجّ من عقله مجّة . مزاح نكند هيچ مردى مزاحى را مگر اين كه بيرون كند از دهن خود از عقل خود مجّهء يعنى بقدر آب دهن كه يك بار از دهن بيرون اندازد ، مراد مذمّت مزاح است واين كه هر مزاحى كه كسى بكند نمىشود قدرى باعث نقصان عقل أو نباشد و « بيرون كردن عقل از دهن » استعاره است از براي ناقص كردن آن بنا بر تشبيه آن بآب دهن كه يك مجّه از آن بيرون اندازد ، وپوشيده نيست كه هيچ حكمي نيست كه تخصيصى نداشته باشد يا مشروط بشرايطى نباشد كه بي يكى از آنها حكم چنان نباشد وبنا بر اين اين منافاة ندارد با آنچه مشهورست كه آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه گاهى مزاح مىفرموده‌اند چه مىتواند بود كه آن مزاحها باعتبار جهت حسنى كه در آنها بوده تخصيصى داده باشد حكم مذكور را ، يا شرايط زشتى وضرر مزاح در آنها نبوده باشد واللّه تعالى يعلم . 9618 ما التذّ أحد من الدّنيا لذّة الّا كانت له يوم القيامة غصّة . لذّت نبرد هيچ كس از دنيا لذّتى مگر اين كه بوده باشد آن از براي أو روز قيامت غصّهء ، واين باعتبار اينست كه أكثر لذّتهاى دنيا بي وزر ووبالى نباشد وآن لذّتى كه شائبهء آنها در آن نباشد ممكن است كه غصّه بر آن باعتبار اين باشد كه در قيامت بر أو ظاهر شود كه اگر آن لذّت را نمىبرد در قيامت بعوض آن نعمتي مىيافت بهتر از آن پس غصّهء أو بر فوت آن باشد . 9619 ما زاد في الدّنيا نقص في الآخرة . آنچه زياد كرده در دنيا كم كرده در آخرت . 9620 ما نقص في الدّنيا زاد في الآخرة . آنچه كم كرده در دنيا زياد كرده در آخرت ، از آنچه در شرح فقرهء سابق سابق